خوب بودن سخته..خيلی

اول آن کس کین قیاسکها نمود پیش انوار خدا ابلیس بود
گفت نار از خاک بی شک بهترست من ز نار و او ز خاک اکدرست
پس قیاس فرع بر اصلش کنیم او ز ظلمت ما ز نور روشنیم
گفت حق نه بلک لا انساب شد زهد و تقوی فضل را محراب شد
این نه میراث جهان فانی است که به انسابش بیابی جانی است
بلک این میراثهای انبیاست وارث این جانهای اتقیاست
پور آن بوجهل شد ممن عیان پور آن نوح نبی از گمرهان
زاده‌ی خاکی منور شد چو ماه زاده‌ی آتش توی رو روسیاه
این قیاسات و تحری روز ابر یا بشب مر قبله را کردست حبر
لیک با خورشید و کعبه پیش رو این قیاس و این تحری را مجو
کعبه نادیده مکن رو زو متاب از قیاس الله اعلم بالصواب
چون صفیری بشنوی از مرغ حق ظاهرش را یاد گیری چون سبق
وانگهی از خود قیاساتی کنی مر خیال محض را ذاتی کنی
اصطلاحاتیست مر ابدال را که نباشد زان خبر اقوال را
منطق الطیری به صوت آموختی صد قیاس و صد هوس افروختی
همچو آن رنجور دلها از تو خست کر بپندار اصابت گشته مست
کاتب آن وحی زان آواز مرغ برده ظنی کو بود همباز مرغ
مرغ پری زد مرورا کور کرد نک فرو بردش به قعر مرگ و درد
هین به عکسی یا به ظنی هم شما در میفتید از مقامات سما
گرچه هاروتید و ماروت و فزون از همه بر بام نحن الصافون
بر بدیهای بدان رحمت کنید بر منی و خویش‌بین لعنت کنید
هین مبادا غیرت آید از کمین سرنگون افتید در قعر زمین
هر دو گفتند ای خدا فرمان تراست بی امان تو امانی خود کجاست
این همی گفتند ودلشان می‌طپید بد کجا آید ز ما نعم العبید*
خار خار دو فرشته هم نهشت تا که تخم خویش‌بینی را نکشت
پس همی گفتند کای ارکانیان بی خبر از پاکی روحانیان
ما برین گردون تتقها می‌تنیم بر زمین آییم و شادروان زنیم
عدل توزیم و عبادت آوریم باز هر شب سوی گردون بر پریم
تا شویم اعجوبه‌ی دور زمان تا نهیم اندر زمین امن و امان
آن قیاس حال گردون بر زمین راست ناید فرق دارد در کمین

 

مثنوی مولوی

 * به گفتن و شعار دادن نیست باید به اون مقام رسید ... خدایا کمکککک

پ.ن . اینو به علت کمبود وقت و امتحانا کپی پیست کردم... نا مرتبیش را به پر معناییش ببخشید

  
نویسنده : سین الف نون الف ز ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢۳
تگ ها :

از سيصد و شصتم (۴)

راحت ترین راه برای اینکه خودتو بشناسی اینه که ببینی چه جور آدمهایی دور خودت جمع کردی
و آسونترین راه برای اینکه ببینی چقدر فرق کردی و چقدر بهتر یا بدتر شدی اینه که ببینی دورو بری هات چقدر تغییر کردن وچه کسایی جاشونو به کیا دادن.
فیزیکی بخوام بگم دوستای آدم عین فضای فوریه می مونن، تبدیل خود آدم توی فضای فوریه میشه اطرافیان و دوستاش!
  
نویسنده : سین الف نون الف ز ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٧
تگ ها :

سال نوی خارجی! و سيگاري های رانده شده!

اینجا عوض اینکه لحظه ی تحویل سال نو در کنار خانواده به سر ببرن می ریزن تو خیابون و داد می زنن! برای من که بد نشد چون بعد از دبیرستان هیچ وقت همچین موقعیتی پیش نیومده بود تا انرژی هایم به صورت داد تخلیه کنم!! کلی خندیدم...اما در کل شب بی مزه ای بود یک آتیش بازیه لوس یک سری وحشی بازی. مراسم سالگرد انقلای فرانسه(به عبارتی همون ۲۲ بهمن خودمون!!) خیلی با شکوه تر و دیدنی تر بود٬ یعنی اصلا قابل مقایسه نبود.


جدای از همه ی این حرفا اومدم یک کار خلاقانه ی دیگه رو بگم و اونم با پنبه ترک دادن سیگاره (یه چیزی تو مایه های با پنبه سر بریدن!) . اکتبر سال ۲۰۰۶ اعلام کردن که از اول فوریه ۲۰۰۷ سیگار کشیدن در تمام فضای های بسته به جز کافه ها و بار ها ممنوع می شه.از ژانویه ۲۰۰۸ بلا استثناء در تمام فضا های بسته شامل بار و کافه سیگار کشیدن ممنوع خواهد شد و مراحل بعدی این با پنبه تر ک دادن از این قراره که اول باید ۲۰ متر با در یک مکان سر بسته فاصله گرفت و سیگار کشید و مرحله بعد این فاصله به ۱۰۰ متر افزایش پیدا می کنه و مرحله ی بعد هم خیلی دیگه باید پررو باشی اگه هنوز سیگاری مونده باشی!! 
خلاصه از دوماه قبل از اجرای این قانون ذهن همه ی سیگاریها آماده شده بود و دقیقا از روز اول فوریه این قانون اجرا شد و هر کسی هم قانون شکنی می کرد ۶۰ یورو جریمه میشد و این مبلغ هم تا حدود یک ماه از بلندگوهای مترو اعلام میشد. دیشب با تحویل سال نو مرحله ی دوم عملیات شروع شد و سیگاریها رانده تر شدند. امروز توی اخبار می گفت که تا الان سیگاریها غیر سیگاریها رو ازار می دادن الان داستان بر عکس شده!
من واقعا از این همه فکری که پشت این قانون خوابیده لذت می برم. این روش روی نا خود آگاه افراد کار کردن و تدریجی عمل کردن٬ این آگاهی دادن و آماده کردن٬ همگی درسهاییه که باید از اینا یاد بگیریم. من که زمان سهمیه بندی بنزین ایران نبودم اما فکر کنم کسانی که ساعت دوازده شب فهمیدن که از فردا صبح بنزین سهمیه بندی میشه و چرا یش هم براشون جا نیافتاده بود خوب ارزش این درس را بدونن!
کاش کمتر غر بزنیم و بیشتر چشممون را باز کنیم تا بیشتر یاد بگیریم.

  
نویسنده : سین الف نون الف ز ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱۱
تگ ها :

از سيصدوشصتم (۳)

. شاید یکی از جذاب ترین چیزهایی که دیده بودم و خواهم دید همین زندگی های قایقیه، تمام این عکسها عکسهای قایق ها ییه کنار رود سن که توش زندگی می کنن!!!!تازه یه حیاط کوچولو هم دارن که توش گلدون و صندلی گذاشتن....خیلیییییییییی جالبه ...خیلی دوست دارم یه چند ماهی همچین زندگی ای رو تجربه کنم تا اونجایی که می دونم متراژشون تا 70 متر هم هست!!!خیلی آدمای با ذوقی باید باشن اونایی که اینطور زندگی ای رو انتخاب کردن
  
نویسنده : سین الف نون الف ز ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٩
تگ ها :

از سيصد و شصتم (۲)

Image and video hosting by TinyPic

یکی از مکانهای دوست داشتنی اینجا همین کتابخونه ایه که اینجا عکسشو میبینید...اسم ساختمونش هست جورج پومپیدو و یک مرکز فرهنگیه یه چیزی تو ما یه های فرهنگسرای خودمون ولی میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است!!بنای ساختمان مال سی سال پیشه و آرشیتکتش" رنزو پیانو"ست .معماری ساختمان خیلی خاصه و تمام تجهیزات، از جمله سیم برق و هواکشها و آب از توی لوله های قطور رد میشه که از بیرون ساختمون با رنگهای مختلف به چشم می خوره و کاملا با بافت سنتیه محله ای که توش قرار گرفته ناهماهنگه. اکثر روزهای قبل از امتحان من اونجا گذشت با یک دوست خوب تونسی به نام ریم. یکی از روزهایی که با ریم داشتم درس می خوندم یک پسر مراکشی هم باهامون بود که البته اصلیتش سوریه ای هست. وقتی برای استراحت بین درس رفته بودیم تو بوفه بحث سر این شد که چرا اومدی واوضاع ایران چطوره و خلاصه بین حرفاش گفت که:
ببین تو اروپا دو تا کشور همسایه ی هم با یک زبون صحبت نمیکنند دینشون یکی نیست اما با هم جمع شدند و اتحادیه تشکیل دادنداما نگاه کن مثلا من و ریم مال دوتا کشور جداییم اما به یک زبون صحبت میکنیم دینمون یکیه و مثال زد که الان نگاه کن تو عراق دائم سنی و شیعه می زنند تو سر هم...
منم گفتم: متاسفانه به خاطر مذهب ...
گفت :نه مذهب نیست مشکل عربه...در حالی که با انگشتش شکله صفر رو نشون میداد ..گفت عربها مغزشون صفره!
گفتم: تو خودت عربی !
گفت :آره هستم و این حرف رو میزنم....
گفت :مشکل ،عربها هستن که الان اینقدر مسلمونها تو جهان مطرودند .
اون لحظه با خودم فکر کردم حداقل اینقدر اتحاد دارن که چون به یک زبون صحبت می کنند قبل از امتحانها با هم جمع بشن و درس بخونند...اما همکلاسی های ایرانیم حاضرند خودشون چیزی یاد نگیرند تا نکنه با، با هم درس خوندن چیزی عاید طرف مقابل بشه!!افسوس

اینجا اگه ایرانی بودنم به درد نخورد مسلمون بودنم خیلی به درد خورد!

  
نویسنده : سین الف نون الف ز ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٧
تگ ها :

از سيصد و شصتم(۱)

دیدنیهایم را از اینجا به تشویق پدر نازنینم اینجا جمع می کنم مطالبی را که قبلا تو ۳۶۰ نوشته بودم را دوباره اینجا میارم تا یک مجموعه داشته باشم. این مطلب مال ۲۷ تیر امساله (۸۶)

Image and video hosting by TinyPic

هنوز یک هفته نشده که این دوچرخه هارو کنار خیابونای پاریس گذاشتن و چون خیلی خیلی برام جالب و تحسین بر انگیزبود خواستم با شما هم تقسیم کنم. اینا یک کارتهای مخصوص مثل کارت مترو دارند که شارژ می شه و هر کدوم از این دوچرخه ها هم هوشمند هستن. این کارت رو می گیرن روش قفلش باز میشه و بعد از اون تا هر ایستگاه دیگه درهر جای شهر دوچرخه مال شماست. توی ایستگاه مقصد وصل می کنید به دستگاهی که اون قسمت شهر قرار داره.
 
پ.ن. لزومی نداره حتما کارت اشتراکشون را داشت با کارت بانک هم کار میکنه.
  
نویسنده : سین الف نون الف ز ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۳
تگ ها :