دل خوشانه

١-نوشتم گرفته! فردا اولین پوسترم را ارائه می دهم در بهد از ظهر دانشجویان دکترای لابوراتوار. تا همین جا بس است چون می خواهم در بلاگ فیزیکیم بنویسم!

٢- این زمین شوری که خ ش ا ی ار خریده واقعا بوی گل مریم می دهد.

٣- عدس های قشنگم دارند رو به نور سر بلند می کنند و من هم همراه آنها جوانه می زنم.
به این فکر می کنم که در هر دانه ی عدس و لوبیا و نخود داخل کابینت یک زندگی بالقوه است. ( بالقوه فارسی چه می شود؟)

۴- امروز برای کمرم رفتم دکتر و فیزیو تراپی در آب تجویز کرد. قصه ام شده که چه بپوشم آخر؟!!! اما باید تا وخیم نشده خوبش کنم.

۵- دوست دارم یک ابرو وسط هفته باز کنم، یک روز هشتم و در آن روز فقط ذهنم را مرتب کنم و مسیرم و هدفم.

۶- به زودی کنکور استخدام خ ش ا ی ا ر د مرکز ملی تحقیقات فرانسه است. ته دلم می گویم راضیم به رضای خدا اما سر دلم(!) دوست ندارم قبول شود چون من حتما بر می گردم ایران و در آن صورت زندگیمان عشایری می شود. وسط دلم(!) هم دوست ندارم ناراحتیش را ببینیم. خلاصه بل بشویی به راه است در دلم!

٧- کیف می کنم مثل آدم نشسته ام و می نویسم. از دست این خ ش ا ی ا ر که همیشه در حال فیلم دیدن در اینترنت است من دسترسی به رایانه ندارم.

/ 4 نظر / 12 بازدید
عاطفه

پوسترت مبارکه. راستی امتحان خشایار هم ان شاالله به خیر و خوشی باشه. عزیزم تو چرا به من سر نمیزنی؟

علی

اووووووووووو چه قد خبر [نیشخند] راستی در مورد شماره 6 نمی دونم چه دعایی باید کنم ولی اگر قبول شه تازه می شید مثه ما !!! نگران نباش ....

مریم آفرین

بسپار به خدا خودش همه چی رو جور میکنه

بالاخره اين كلمه تنبل سرشار از بار منفي تا كي بايد دراين سايت و به قول خودت در خونه دلت به طور آزار دهنده خود نمائي كند!!!